آیینه
در آیینه نگاهی می اندازم ...
کاسه چشمانم پر از غم ،
لبانم بهم دوخته ،
نگاهم منتظر ،
زبان فرو خورده ،
و دلی تنگتر از یک کوچه تنگ و تاریک در نیمه شب ...
کاسه چشمانم پر از غم ،
لبانم بهم دوخته ،
نگاهم منتظر ،
زبان فرو خورده ،
و دلی تنگتر از یک کوچه تنگ و تاریک در نیمه شب ...
+ نوشته شده در جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۹:۴۰ ب.ظ توسط دلآرام
|
پروانه وجودم در تاری افتاده است که عنکبوتش سیر است، نه می تواند پرواز کند نه می تواند بمیرد ... من یک ترنس سکشوال M to F هستم. نمی دانم چرا ! تنها خود خدا می داند که چرا ...